|
من و والیبال |
|
به تو مدیونم همیشه... |
فكر كن كه دست دوستيتو در اوج عشق و مهربوني ، دراز مي كني سمت كسي ، اونم دستتو محكم مي چسبه ! و قلب تو لبريز ميشه از حس شادي ! فكر مي كني چه احساسي بهت دست ميده اگه يهو اين دوست تازه ، دستتو كه محكم چسبيده ببره طرف دهنش و محكم گاز بگيره ؟! هان ؟! من هنوز از شوك اين اتفاقات بيرون نيومدم ... دست دوستيم هنوزم درد مي كنه و فكر هم نمي كنم جاي اون دو رديف دندون هيچوقت از بين بره ... پ.ن . شايد اون در دوستيمون دوست تر بود ! نتيجه ي اخلاقي ( بريده اي از كتاب " تجربيات يك مينا " جلد سوم ) : قبل از دراز كردن دست دوستيتون حتما از دستكش مخصوص استفاده كنيد ... ! پ.ن. تني چند از دوستان تقاضا كرده بودند كه ادامه ي ماجراي آزيتا جان و دوستشون و بقيه رو بگذارم . همين جا از دوستان تقاضا مي كنم كمي خجالت بكشن !! من از كجا بدونم بعدش چي شده ؟! هان ؟! ![]()
![]()
حداقل اون جاي دو رديف دندونشو برام يادگاري گذاشت ،... در حالي كه من هيچي بهش ندادم جز جاي خالي دست دوستيم در دستش ( و شايد دهنش ! ) ...![]()
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم مهر 1388ساعت 11:57 توسط مینا |
برين ادامه ي مطلب رو بخونين تا بفهمين تو اين مملكت چه بلاهايي كه سر جوونا نميارن ...
فكر كنين اگه جاي آزيتا بودين ... ![]()
![]()
![]()
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت 17:11 توسط مینا |
فكر مي كنم اولين باره كه مي خوام پست جديد بذارم ، يه پست از پيش آماده شده ... و نمي ذارم !!! حس كردم خوبه اگه گاهي وقتا به جاي اينكه نصف روزو بشينم و بنويسم ، چیزی نگم یا کم بگم ... ! *** ميگم خيلي خوبه آدم كنكوري باشه ( بهار تو كه مي دوني دست من نبود !!! دعا كنين اين يك سال هم زود ( و خوب !! ) بگذره و زندگي ما هم دوباره عادي شه ... *** مي خواستم از همایش بگم که فقط وقتمونو تلف کرد و ضایعمون کرد ولی خب ... خیلی طولانی می شد ... !! بهار ، معذرت دوستون دارم پيشاپيش معذرت مي خوام اگه با تاخير خيــــــــــــلي طولاني جواب ميدم ... واسمون دعا كنين آرزو مي كنم همه ي آرزوهاي قشنگتون ، در نزديكترين زمان ممكن به دستتون برسه ( ديگه نميگم به اميد رنگ سبز فردا تا زود ... !! پ.ن. حادثه ي سقوط هواپيماي توپولف رو به همه ي ورزشكاران ايران ، به خانواده ي اعضاي تيم ملي جودو و فدراسيون تسليت ميگم ... روحشان شاد ...
![]()
هرچند اين تابستون هم اونجوري كه من مي خواستم نشد !!!![]()
)![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
) ![]()
+ نوشته شده در جمعه پنجم تیر 1388ساعت 4:53 توسط مینا |
تو پروفايل همه ي واليبالستا نوشته واليبال سخته !! يعني در واقع وايليباليست شدن مشكله ... ليست 1 : مصائب شخص شخيص ورزشكار : 1. سخته كه آدم نتونه همه چي بخوره !!!!! خدايي سخته ديگه ! من كه نمي تونم 2. تموم شبانه روز بالا و پايين بپره ، 3. اگه خودشو خفه كنه و هي هي بورزشه (!) دعوتش مي كنن تيم ملي ( از اين بدتر ؟!) 4. تو اردو خفه ش مي كنن و آخرشم خط مي خوره 5. تازه اگه خط نخوره ، ... تموم ماه و سال و قرن جوونيشو بايد توي سالن بگذرونه !!!!!!! 6. چون الگوي جووناي مملكته بايد بچه مثبت باشه (وجدان : حتما ! ) 7. بايد با چادر بره خيابون كه كسي نشناسدش 8. اگه يه كم طرفداراش زياد شن بايد يه بادي گارد هم استخدام كنه ( مي دوني خرجش چقدره ؟! ) 9. سال هاي سال زحمت مي كشه و عرق مي ريزه ، ... قهرمان ملي ميشه ، ... آخرشم يكي از افراد خاندان گاييچ مياد و جوان گرايي مي كنه و خلاصه كل تيمو جوون مي كنه و بهترين ليبروي ايران ( به نقل از كارشناس بزرگ واليبال ، مينا شاكري ) رو خط ميزنه 10. اگه سنت يه خورده بالا نشون بده بهت ميگن صغر سني !!!!! 11. واقعا سخته آدم از خونواده ش دور شه 12. خيلي سخته 13. خدايي وحشتناكه 14. ... من كه نمي تونم واليباليست بشم !!!!!! فكر كن به من تيرانداز هم ميگن ورزشكار و به اون طفليا هم ميگن ورزشكار !!!! ( مينا : مگه تو چته ؟! تيراندازي كه تحرك لازم داره ... (در اين مجال نمي گنجد شرح و تفصيل تحركات لازمه )) 15. يه نكته ي خيلي مهم اينكه اگه مثه پديده ها (!) بازي كني ميگن دوپينگ كردي !!! ليست 2: مصائب خانواده ي محترم 1. فكر كن اگه مثه من فقط يه دونه داداش داشته باشي و همون يه دونه رو باشگاه و مربي بدزدن و ببرن 2. وقتي هم كه مياد خونه يا خوابه 3. يا ميره پيش دوستاش 4. يا داره مثه خرس غذا مي خوره 5. يا غر مي زنه 6. يا ميره بيرون واسه خواهر كوچولوش بادوم زميني بخره (!) 7. داداش كوچيكه رو برمي داره و با خودش مي بره باشگاه !!!! 8. تا نصفه هاي شب طفل معصومو بيدار نگه ميداره 9. و ازش به عنوان توپ جمع كن ، 10. هدف واسه خوابوندن سرويس 11. اجراي نقش تماشاگر ، و ... استفاده مي كنه 12. فكر كن مثه من نبودي و دو تا داداش داشتي ، كه مثه بالا بودن ... فكر كن داداشتو لازم داشتي و بايد مسئله هاي فيزيكتو حل مي كرد !!!! خب اين يه مشكل حاد واسه تو نيست ؟!؟!؟؟؟؟؟!!!!؟!؟!؟!؟! 13. وقتي داداش مياد خونه ، مامانت ديگه تورو نمي بينه ، ... اونوقت كي بايد تورو بزرگ كنه ؟!؟؟؟؟!! خودت 14. مسئله ي ديگه اي واسه خونواده به وجود نمياد ، ... فقط اينكه اگه مصدوم شد بايد از غصه دق كنن ( من مي كنم !!!! سنگدل !!!! ) ولي خب ... در مقام خواهر كوچيكه ... يا خواهر بزرگه ، ... يا مامان ، ... يا بابا ، ... يا داداش ، حضور يه واليباليست ، كلا يه ورزشكار ، تو خونه خوبه !!! اون چند روزي كه خونه هست قدرشو مي دونين خيلي زياد !!! و اونم دلش براتون مي تنگه ، ... يه خورده .! با اين حال واسه اون طفلي خيلي سخته ... تحمل غرغراي مربي و غيره ... اگه يكي جرات كنه به من غر بزنه اول يكي مي خوابونم تو دهنش ، بعدشم بهارو صدا ميزنم . خدا بهشون صبر بده !!!! ***** راستش اين پست ارزش قانوني نداره !!! فقط مي خواستم يه چيزي بنويسم كه نوشته باشم !!! دلم خيلي واسه بچه ها تنگ شده ، واسه عطيه ، بهاره، فري، Ati، فريده، نانا ، ... واسه همه !!!!! هي مثه آدماي دم مرگ ياد قديما ميفتم ... دوستون دارم دوستون داريم !!!! قرررررررررررربون همتون !!!!!!!!!!!!!!!!!!!! متاسفانه نمي تونم بگم تا فردا ساعت بيست ( رجوع شود به تكيه كلام هاي فرشيد منافي ) ولي ميگم : تا زود ... !!!!!!![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
:
...
،
،
،
،![]()
![]()
،
،![]()
![]()
، ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم بهمن 1387ساعت 11:59 توسط مینا |
پرنده ها مثل خرن تو بغل ما مي پرن روي سر و كول شما هي مي خزن هي مي چرن *** پرنده ها تو آسمون تمام شب رو مي پرن بعد برمي گردن خونشون هر چي كه مي خوان مي خرن *** زرافه ها چه لنگ دراز پرنده رو گاز مي گيرن همه طرف تو باغچه مون جفتك زدن ياد مي گيرن *** پرنده ها منتظرن منتظر يه واهمه منتظر ستاره اي كه وابره تو قابلمه *** يه كرم خاكي رو ببين كه افتاده روي زمين رنگش پريده واي خدا ! بهش يه خورده آب بدين ! *** خرخاكي هاي نازنين با زرافه ميرن زمين هي كرمه رو شوت مي كنن تو سر اون ، تو سر اين !!! خودم می دونم شعرم بی نظیره *** بچه ها من حتمامیام جواب همه رو میدم معذرت انقد دیر شده و هنوز ... برام خیلی خیلی دعا کنین !!!!! تا زود ...
یه سر با ادامه مطلب هم بزن بامزه س ![]()
![]()
![]()
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم شهریور 1387ساعت 3:0 توسط مینا |
كنج خونه نشستي و درو رو دنيا بستي و ازبس شكايت مي كني مردنو عادت مي كني هي ميگي تقدير منه نميگي تقصير منه تو اين وسط چيكاره اي كه عمريه آواره اي بهش ميگم بسه ديگه چيكار داري كي چي ميگه نذار خودت رو سر كار انگار نه انگار ميگم هنوز دير شده هنوز دلت پير نشده پاشو و دست رو دست نذار انگار نه انگار توي گذشته موندي و هي دلتو سوزوندي و هرچي ميگم بخند يه بار انگار نه انگار انگار همه بيكارن و دشمني با تو دارن و همش با تو بد مي كنن راه تورو سد مي كنن اينا همش بهونته كاراي بچگونته چشم دلت تا نبينه صد سال ديگه م همينه اين ديگه حرف آخره عمر تو داره ميگذره تموم كه شد به روت نيار انگار نه انگار....![]()
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 10:51 توسط مینا |